سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
384
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
در آن قرار داد برگردانم « 6 » ، و فدك را به وارثان فاطمه عليها السّلام بازگردانم ، و صاع و مدّ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را به صورتى كه بود برگردانم « 7 » ، و زمينهايى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله تعيين كرده بود به اهلش بدهم « 8 » ، و خانهء جعفر بن ابى طالب را به وارثان او برگردانم و آن را از مسجد جدا كرده خراب نمايم ، و قضاوتهايى را كه حاكمان قبل از من به ظلم قضاوت كردهاند برگردانم ، و آنچه از زمين خيبر قسمت شده بازگردانم ، و ديوان عطايا را از بين ببرم و همان گونه كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله عطا مىفرمود عطا كنم و اموال را ثروت بين اغنيا قرار ندهم « 9 » ، و فرزندان بنى تغلب را اسير كنم « 10 » ، و به مردم دستور دهم كه در ماه رمضان جز نماز واجب را به جماعت نخوانند ، در اين صورت بعضى از افراد لشكر - كه همراه من مىجنگند - خواهند گفت : « اى اهل اسلام » ! همانطور كه گفتند : « سنّت عمر را تغيير مىدهى ، و ما را از اينكه در ماه رمضان نماز مستحبى بخوانيم منع مىنمايى » ؟ ! بطورى كه ترسيدم در لشكرم شورش كنند « 11 » .
--> ( 6 ) در بارهء تغيير مقام ابراهيم عليه السّلام به حديث 14 پاورقى 4 مراجعه شود . ( 7 ) در بارهء تغيير صاع و مدّ به حديث 14 پاورقى 5 مراجعه شود . ( 8 ) « ب » : پيامبر صلى اللَّه عليه و آله براى اقوامى تعيين كرده بود ولى به آنان داده نشد . ( 9 ) « ديوان عطايا » ، دفترى بود كه به دستور عمر آن را تنظيم كردند تا هنگام تقسيم بيت المال مردم طبقهبندى شوند و براى هر درجهاى حقوق خاصى تعيين شود ، بر خلاف زمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه بيت المال بين همهء مردم بطور مساوى تقسيم مىشد . در بحار : ج 8 قديم ص 288 نقل كرده كه طبق اين برنامه براى همسران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هر كدام ده هزار و براى عايشه دو هزار بيشتر قرار داد . براى مهاجرينى كه در جنگ بدر بودهاند پنج هزار ، و براى انصار چهار هزار ، براى آنان كه از جنگ احد تا حديبيّه شركت داشتهاند چهار هزار ، براى آنان كه بعد از حديبيّه در جنگها شركت كردهاند سه هزار ، براى آنان كه بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در جنگها شركت داشتهاند از دو هزار تا دويست طبقه بندى كرد . زنان را هم از پانصد تا دويست طبقه بندى نمود و اين برنامه در سال بيستم هجرت واقع شد . ( 10 ) در بحار : ج 8 قديم : ص 287 از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : بنى تغلب كه از مسيحيان عرب بودند خود را بالا گرفتند و از پرداخت جزيه امتناع ورزيدند و از عمر خواستند كه جزيه از ايشان نگيرد و در مقابل ، زكات را دو برابر مسلمانان بپردازند . عمر پيشنهاد ايشان را قبول كرد . جهت بدعت اين است كه دو برابر گرفتن زكات بجاى جزيه مخالف اسلام است و بايد در صورت امتناع با آنان مىجنگيد . ( 11 ) در الغدير : ج 5 ص 31 نقل كرده : اوّل كسى كه نماز « تراويح » را بدعت گذاشت عمر بود و اين در سال 14 هجرى بود . « تراويح » بيست ركعت نماز مستحبى بود كه در شبهاى ماه رمضان به جماعت مىخواندند . در اين نماز دو جهت بدعت بود : يكى نماز مستحبى را به جماعت خواندن و ديگرى تعيين بيست ركعت بعنوان نماز مخصوص شبهاى ماه رمضان . در بحار : ج 8 قديم ص 284 نقل كرده كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : « اى مردم ، نماز نافله را در شب ماه رمضان به جماعت خواندن بدعت است . . . » . سپس روايت كرده كه عمر در شبى از شبهاى ماه رمضان بيرون آمد و چراغهايى را در مسجد ديد و پرسيد : چه خبر است ؟ گفتند : مردم براى نماز مستحبّى به جماعت جمع شدهاند . عمر گفت : بدعت است ، ولى خوب بدعتى است ! ! در تهذيب : ج 3 ص 70 از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : وقتى امير المؤمنين عليه السّلام وارد كوفه شد دستور داد تا امام حسن عليه السّلام در ميان مردم ندا كند : « در ماه رمضان در مساجد نماز جماعت مستحبى نيست » . امام حسن عليه السّلام در بين مردم اعلام كرد . وقتى مردم پيام حضرت را شنيدند فرياد برآوردند : « وا عمراه ! وا عمراه ! » وقتى امام حسن عليه السّلام نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد حضرت پرسيد : اين چه صدايى است ؟ ! عرض كرد : يا امير المؤمنين ، مردم فرياد مىزنند : وا عمراه ! وا عمراه ! حضرت فرمود : برو به آنان بگو : نمازشان را بخوانند ! ! البته اين حديث و امثال آن حاكى از شرايط اجتماعى و تقيّهء امير المؤمنين عليه السّلام است .